در این میان، برنامههایی که با عبور از کلیشههای آموزشی متداول، «همدلی» و «مواسات» را بهعنوان ارکان اصلی سلامت بازتعریف میکنند، نقشی پیشرو و راهبردی ایفا میکنند. تجربه زیسته برنامهسازان در میانه بحران، درسهای گرانبهایی از قدرت معنوی و پایداری اجتماعی بههمراه دارد که واکاوی آن برای فهم دقیقتر کارکرد رسانه در شرایط اضطراری ضروری است. با همین انگیزه، با مریم شهروزی سردبیر برنامه «دوربین سلامت» گفتوگویی داشتیم تا ابعاد ناگفته این رویکرد انسانمحور و چگونگی تبدیل تهدیدات به فرصتی برای تقویت اتحاد ملی و ارتقای سواد سلامت اجتماعی را بررسی کنیم.
تصویر همبستگی در قاب بحران
مریم شهروزی درباره رویکرد این برنامه در دوران جنگ رمضان گفت: در آن مقطع تلاش کردیم از قالبهای صرفا آموزشی فاصله بگیریم و بهجای تمرکز محدود بر پیشگیری از بیماریها، تصویری واقعی از همدلی و مسئولیت اجتماعی در جامعه ارائه دهیم. به همین منظور، تیمهای گزارشگری ما در میدان حضور داشتند تا از نزدیک روایتگر تلاشها و همراهیهای شکل گرفته در دل بحران باشند. در این مسیر با مجموعههایی مانند هلالاحمر، اورژانس تهران و کشور و همچنین آتشنشانی همراه شدیم تا بتوانیم جلوههایی از ایثار، خدمترسانی و روحیه فداکاری در شرایط بحرانی را برای مخاطبان به تصویر بکشیم. هدف ما این بود که مفهوم سلامت را تنها به درمان بیماریها محدود نکنیم بلکه آن را در ابعاد گستردهتری مانند سلامت اجتماعی و معنوی نیز بازتعریف کنیم؛ مفهومی که در آن همدلی، مواسات و توجه به رنج دیگران بخشی از سلامت جامعه محسوب میشود. تلاش تیم دوربین سلامت در آن ایام این بود که با روایت این همبستگیها و تلاشهای انسانی، از شدت اضطراب و نگرانی مخاطبان بکاهد و نشان دهد که در دل بحران نیز جامعه با اتکا به همدلی و همکاری، مسیر عبور از سختیها را پیدا میکند.
وی با اشاره به اهداف اجتماعی برنامه ادامه داد: هدف ما در دوربین سلامت هرگز محدود به انتقال صرف اطلاعات پزشکی نبود. مأموریت اصلیمان را فراتر از درمان و پیشگیری تعریف کردیم. ما سلامت را نه در فقدان بیماری، که در زیستن در فضایی سرشار از همدلی و احترام متقابل جستوجو میکردیم. نگاهمان به سلامت، نگاهی جامع و فرابخشی بود که در آن مساوات در برخورد با نیازهای اجتماعی و توانایی همدلی با رنج دیگران، شاخصههای اصلی بهشمار میرفتند. ما تلاش کردیم با پخش روایتهای میدانی از صحنههای مختلف اجتماعی این باور را تقویت کنیم که در برابر رنج و نیاز، هیچ مرز طبقاتی وجود ندارد و همه انسانها ذاتا با هم برابرند. به زعم ما این دقیقا همان بعد مغفولمانده از «سواد سلامت» است که کمتر به آن پرداخته شده؛ بعدی که سلامت را از یک مقوله کاملا فردی خارج کرده و آن را به یک مسئولیت اجتماعی و انسانی تبدیل میکند.
سردبیر برنامه دوربین سلامت در تشریح چگونگی تحقق این اهداف افزود: ما در عمل نشان دادیم که این اهداف صرفا شعار نیستند. از همان شبهای نخست، تیم گزارشگری و تصویربرداری ما در میدانهای اصلی شهر حاضر شدند؛ نه برای بزرگنمایی بحران بلکه برای ثبت تصویری از «زیست عادی» در دل شرایط سخت. برای مثال در میدان ونک غرفهای از مجموعه نظام پزشکی برپا بود و پزشکان طب سنتی درباره حفظ آرامش و سلامت روان با مردم گفتوگو میکردند. در گوشهای دیگر، فشار خون و قند خون مردم گرفته میشد. نکته کلیدی این بود که نمیخواستیم فضای اضطرار و هیجان را به مردم منتقل کنیم. برعکس، سعی میکردیم با نمایش این صحنهها بگوییم: «همه چیز سر جای خودش است، ارزشها همان ارزشهای همیشگی هستند و جامعه همچنان ایستاده». میخواستیم مردم با چشم خودشان ببینند که همدلی در جامعه چقدر جاری است. در مرحله بعد، تیم گزارشگری را به مراکز درمانی فرستادیم. آنجا با صحنهای فراموشنشدنی روبهرو شدیم؛ پرستاران و پزشکانی که چندین شب متوالی را در بیمارستان مانده و به خانه نرفته بودند. رفتوآمد در آن شرایط سخت بود، اما آنها پنج شش روز پیاپی شیفت میدادند تا چرخ بیمارستانها بچرخد. ما این ایثار را بیواسطه به تصویر کشیدیم تا هم آرامش را به جامعه برگردانیم و هم به مردم بگوییم زندگی همچنان جریان دارد. در همین بستر، برنامه به ارتقای سواد سلامت عمومی پرداخت؛ سوادی که تعریفش را پیشتر گفتم: همدلی، مواسات و درک درست از سلامت اجتماعی.
سنگرهای کوچک، امیدهای بزرگ
وی با تأکید بر همراهی برنامه با کادر درمان و موکبهای سلامت، یکی از مهمترین ابتکارات برنامه را حضور شبانه در موکبهای سلامت دانست و توضیح داد: ما شبها در موکبهای سلامت حاضر میشدیم؛ مکانهایی که مردم میتوانستند بدون دغدغه رفتوآمد به مراکز درمانی، خدمات اولیه سلامت را دریافت کنند.
جذابیت این موکبها برای ما، حضور فعال طب ایرانی بود؛ جایی که در میان هیاهوی جنگ و اضطرابهای شبانه، با فنجانهایی از دمنوشهای آرامشبخش، یادآوری میکردند که سلامت جسم و روان، تنها با دارو تأمین نمیشود، بلکه گاهی با یک جرعه آرامش در دل بحران شکل میگیرد. هدف اصلی ما در این فعالیتها، تمرکز بر پیشگیری و ارتقای سلامت بود؛ نه القای ترس از بیماری. در چنین شرایطی، ما به این نتیجه رسیدیم که رمز عبور از بحران، صرفا تجهیزات درمانی نیست، بلکه «همدلی اجتماعی» بهعنوان یک رکن اساسی سلامت عمومی، نقشی تعیینکننده دارد. بههمیندلیل تصمیم گرفتیم بهجای تمرکز صرف بر سلامت جسمی و روحی، محوریت کارمان را بر سلامت اجتماعی بگذاریم. باورمان این بود که اگر نتوانیم این همدلی را به تصویر بکشیم، بحران دامنگیر همه خواهد شد. در چنین روزهایی، تکتک ما در کنار هم قرار گرفتیم و هدفمان این بود که با تمام توان، این مسیر دشوار را با آرامش پشت سر بگذاریم.
شهروزی، حضور تیم تولید در موقعیتهای مختلف را ارزشمند دانست و با اشاره به گستردگی جغرافیایی بحران خاطرنشان کرد: شرایط جنگ محدود به نقطه خاصی نبود؛ هرلحظه امکان داشت کسی که برای تهیه یک گزارش عازم محل کار شده است، در میان راه خبردار شود که خانه و محله خودش هدف حمله قرار گرفته است. بااینحال، هیچکس حاضر به کنارهگیری نبود. در آنروزها، همه مناطق سراسر کشور به یک اندازه در معرض خطر بود و هیچکس از مقصد بعدی حملات اطلاعی نداشت.
او در ادامه با تأکید بر کارکرد رسانه در بحران افزود:، اما آنچه تیم ما را در این مسیر دشوار پابرجا نگهمیداشت، درک این واقعیت بود که مخاطبان ما، از خانههایشان بیرون نمیآمدند، اما با چشمانی کاملا باز پای قاب تلویزیون نشسته بودند. سالمندان، کودکان و حتی بیماران بستری در خانه، از همین قاب کوچک اوضاع را دنبال میکردند. وظیفه ما این بود که به آنها نشان دهیم. با وجود هجمه چندین کشور متخاصم، مردم ایران در خیابانها به داد هم میرسند، کادر درمان در بیمارستانها جانفشانی میکند و مهمتر از همه، مواسات و همدلی به شکل بیسابقهای در جامعه جاری شده است. این دقیقا همان بعد از سلامت اجتماعی بود که ما میخواستیم برای نسل نوجوان به تصویر بکشیم. نوجوان ایرانی باید باور کند که سلامت فقط نداشتن بیماری نیست؛ سلامت یعنی در کنار دیگران بودن، همدلیکردن و برای کاهش رنج دیگری قدمبرداشتن.
آرامش بهجای هیجان
سردبیر برنامه دوربین سلامت درباره چگونگی دریافت بازخورد از مخاطبان با وجود محدودیتهای اینترنتی گفت: در آن شرایط، امکان سنجش آماری دقیق وجود نداشت. اما من بهعنوان کسی که با مردم عجین هستم، بازخوردها را از مسیرهای سادهتری دریافت میکردم؛ از صحبتهای خانواده، دوستان و حتی همسایهها. مثلا گاهی به من میگفتند: «چرا گزارشگر شما اینقدر کمهیجان است؟ مگر صدا و انفجار نیست؟»، اما من میدانم که واکنش به بحران، امری فردی و وابسته به روحیه هرکس است. بعضی آدمها کمتر میترسند و بعضی به هر صدایی واکنش نشان میدهند. وظیفه ما نه دامنزدن به هیجان، که آگاهیرسانی بود. من با حس خودم کار میکنم. همیشه دوست داشتم مردم بدانند در کدام مسجد، چه خدمت درمانیای ارائه میشود و برای آموزش به کجا مراجعه کنند. باورم این است که اگر امروز شاهد دعوا، نزاع و برخوردهای نادرست در جامعه هستیم، ریشه در آموزشندیدن مهارتهای زندگی دارد. نمیتوان مستقیم به مردم گفت مهربان باشید یا دعوا نکنید؛ اما وقتی در برنامهتان نشان میدهید کودکی معلول یا یک مرکز نگهداری از بهزیستی براثر حملات تخریب شده، آنگاه ناخودآگاه همدلی شکل میگیرد. این همان آموزش غیرمستقیمی است که عمقش از هزاران گفتار مستقیم بیشتر تأثیر میگذارد.
شهروزی با اشاره به تجربه تلویزیون در دوران کرونا افزود: در ایام کرونا، ۷۰۰ ــ ۶۰۰ برنامه از بیمارستان امامخمینی (ره) روی آنتن بردیم. هر خبر جدیدی که میرسید، بلافاصله ترجمه میکردم و تیم را برای تهیه گزارش میفرستادم. تجربه به ما ثابت کرد وقتی مردم از منبعی معتبر اطلاعات بگیرند، کمتر به شایعات توجه میکنند. رسانهملی دقیقا همین ظرفیت را دارد؛ میتواند دیدگاهها را اصلاح کند و موجب ارتقای فرهنگ اجتماعی شود.
وی با نگاهی به آینده و احتمال ادامه جنگ گفت: ما نمیدانیم فردا چه میشود. شاید جنگ ادامه پیدا کند. اما ما به مردم یاد دادهایم که همه چیز گذراست. به آنها آموختهایم سختیها را در آغوش بگیرند، با آنها کنار بیایند و زندگی را بسازند. اگر امروز کوتاه بیاییم، یعنی همه آنچه تا حالا گفتیم و ساختیم، یک اشتباه بزرگ بوده است. پس باید بمانیم و بایستیم. باید با اتحاد، آرامش و آسایش، از دل این مشکلات عبور کنیم. از خدا میخواهیم که بهعنوان یک ابرقدرت معنوی ــ نه ظاهری ــ این مردم را پیروز کند. کسی فکر نمیکرد ایران بتواند اینگونه بایستد؛ اما قدرت معنوی ما بود که ایستادیم و تحمل کردیم. مردم ما در تحریم قوی شدهاند. هیچکس این باور را نداشت، اما ما از همین بحرانها قویتر بیرون خواهیم آمد. این سختیها ما را میسازند. ما با تمام وجودمان دوست داریم مردم آگاه باشند، متحد بمانند، ناامید نشوند و امیدشان به خدا و قدرت جوانهای این سرزمین باشد.
مرور بزرگترین جنجالهای تاریخ جام جهانی (۵)